با سلام خدمت دوستان عزیز
بعد از مدت ها دوست داشتم یک مطلب در مورد فرایند یادگیری در نظریه خبرپردازی براتون بنویسم. هر چند قبلا ممکنه در این زمینه مطالعه کرده باشید، ولی ممکنه از برخی جهات براتون جدید باشه. همونطور که میدونید یادگیری از نظر نظریه پردازان این دیدگاه یعنی فرایند ساخت دانش جدید در حافظه بلند مدت یا تغییر و اصلاح اون. ساخت شناختی هم به تجربیات و اطلاعاتی گفته میشه که شما در طی زمان کسب کرده اید. طبق این دیدگاه برای یادگیری یک مطلب باید اطلاعات از چند حافظه عبور کنند. اولین مرحله حافظه حسی است که اطلاعات دریافتی از محیط رو در خودش ثبت میکنه. این حافظه از نظر زمان ثبت اطلاعات، بسیار محدود است بنابراین، از بین این اطلاعات باید دست به انتخاب زد یا به عبارتی دیگر تنها اطلاعاتی که به آن توجه بشه به مرحله بعدی یا حافظه کاری منتقل میشه. بنابراین از طریق فرایند توجه انتخابی، ما از شر اطلاعات غیر ضروری که ممکنه یادگیری ما رو به خطر بندازه خلاص میشیم. بعد از توجه به یک سری اطلاعات محدود این اطلاعات وارد حافظه کاری ما میشن. این حافظه عامل اصلی در یادگیری ماست. در واقع به نوعی میز کار یادگیری است. این حافظه با توجه به اهمیتی که در یادگیری داره محدودیت هایی هم داره. از جمله محدودیت در گنجایش و مدت زمان نگهداری اطلاعات است. همین مساله است که گاهی یادگیری یک مطلب رو با مشکلاتی مواجه میکنه. گنجایش این حافظه ۲±۷ واحد اطلاعاتی است. یعنی شما در یک زمان تنها قادر به پردازش یا نگهداری ۵ الی ۹ واحد اطلاعاتی هستید. برای کودکان این اندازه به ۴ واحد تقلیل پیدا میکنه. همچنین اطلاعات در این حافظه تقریبا ۵ الی ۲۰ ثانیه نگهداری میشه. هر چند این محدودیت ها برای حافظه کاری مطرح می شود اما برای حل اون راه حل هایی هم ارائه شده. از جمله این راهبردها می توان به تمرین و تکرار و حتی ارتباط آن با دانش پیشین اشاره کرد. همچنین تقطیع یا دسته بندی اطلاعات به صورت معنی دار میتونه یک روش باشه. در این راهبرد، ما اطلاعات بی معنی و تصادفی رو مثل لیستی طویل از حروف یا کلمات با دسته بندی به بخش های معنی دار حفظ می کنیم. علاوه بر تقطیع میشه از یادیارها نیز بهره گرفت. با کمک یادیارها با ایجاد فنونی چون تصویر ذهنی یا سر واژه یا کلمه کلید می توان تعداد زیادی کلمه را به خاطر سپرد. برای مثال، حفظ رنگ های رنگین کمان با ساخت یک واژه معنا دار با استفاده از حرف اولین رنگ. همچنین راهبرد دیگر خودکارسازی است که یک مهارت آنقدر تکرار و تمربن می شود تا به صورت خودکار در بیاید. خودکارسازی منابع حافظه کاری را به شدت کاهش میدهد و به یادگیرنده کمک می کند تا بر جنبه های دیگر مساله یا مطلب توجه کند. همچنین راهبردی دیگر می تواند استفاده از منابع خارجی همچون یادداشت برداری، مشارکت، همتا، فرد متخصص یا حتی یک ماشین حساب باشد. این حمایت ها براساس نظریه شناختی اجتماعی ویگوتسکی مطرح شده است. از این ها بگذریم، بعد از اینکه اطلاعات برای ذخیره سازی به حافظه بلند مدت ارسال شد این اطلاعات باید به صورت کد در بیان. حافظه بلند مدت سه نوع دانش رو به صورت کد در خودش ذخیره میکنه، به صورت بیان(که شامل رویدادی و معنایی است)، رویه ای، و شرطی. توضیح هر یک از این نوع دانش ها رو توی کتاب های روانشناسی شناختی و تربیتی می تونید پیدا کنید. بعد از اینکه این اطلاعات ذخیره شد هر چه این اطلاعات در حافظه بلند مدت ما بیشتر مورد استفاده قرار گیرد یا کیفیت کدگذاری بهتری داشته باشند و ارتباط بین قطعات اطلاعات بیشتر باشد دیرتر از بین می رود، در واقع زودتر بازیابی و انتقال می یابد. اصل ماجرا از اینجا شروع می شود، هر چند که این فرایند برای همه افراد یکسان است پس چرا افراد به طرق مختلف با تکالیف مواجه می شوند؟ در واقع چرا برخی اطلاعات را عمیق تر و برخی سطحی تر پردازش می کنند؟ در واقع کیفیت یادگیری را چه چیزی تعیین می کند؟ برای پاسخ به این سوال شاید لازم باشد به دنبال فاکتورهای تعیین کننده دیگری همچون انگیزش، علاقه و فراشناخت بگردیم. انگیزش به صورت کلی نیروی محرک برای انجام یک تکلیف یا کار است که می تواند درونی یا بیرونی باشد. انگیزش درونی صرفا برای احساس رضایت یا لذت درونی برانگیخته می شود. در واقع این نوع انگیزش را باید در ذات خود تکلیف جستجو کرد. اما انگیزه بیرونی به علت دریافت یک پاداش بیرونی مانند نمره و پول تحریک می شود. اینجاست که به راحتی می توان به علت تفاوت سطح پردازش افراد، دست یافت. افراد دارای انگیزش درونی، به علت اینکه تکلیف را جذاب می بینند در سطح عمیقی با آن درگیر می شوند. کسی را تصور کنید که شدیدا به ریاضی علاقه دارد. در نتیجه منابع شناختی بیشتری نیز بر روی تکلیف صرف می کند و اینگونه عملکردش بهبود می یابد. تکالیف سطح بالایی چون استدلال، تفکر انتقادی و حل مساله نیازمند انگیزش درونی بالایی هستند. در مقابل افراد دارای انگیزش بیرونی بالا پس از دریافت پاداش مانند نمره، دیگر دلیلی برای پردازش شناختی بیشتر بر روی مساله نمی بیند و همین عامل باعث یادگیری سطحی آن ها می شود.
علاقه نیز ازعوامل مهم موثر بر روی عمق پردازش و درگیری با تکلیف است. علاقه می تواند شخصی یا موقعیتی باشد. علاقه شخصی ثابت است و مربوط به خود محتواست. برای مثال کسی که به فیزیک علاقه دارد بدون شک سطح درگیری بیشتری با این درس دارد تا یک شخص بی علاقه! در مقابل، علاقه موقعیتی با اضافه کردن ویژگی های تکلیف که جذاب هستند ایجاد می شود. مانند یادگیری قانون نیوتون در یک بازی شبیه سازی. تحقیقات نشان داده افراد، در حال آزمون درک مطلب به بخش هایی که علاقه داشتند بیشتر توجه می کنند و حتی در آزمون هایی که سطوح بالای یادگیری را می سنجید، نمرات بیشتری از کسانی که علاقه نداشتند؛ گرفتند. بنابراین ذکر این نکته اهمیت دارد که می توان با اضافه کردن برخی پارامترها به یک تکلیف که علاقه شخصی ایجاد نمی کند، علاقه موقعیتی ایجاد کرد! برای مثال می توان عنوان متن را جذاب تر کرد یا از تصویر در متن استفاده کرد. فعالیت های عملی و یادگیری در بافتی معنی دار و اصیل نیز علاقه موقعیتی ایجاد می کنند. تمامی این راهبرد ها سطوح پردازش شناختی را افزایش می دهد. فاکتور مهم دیگر فراشناخت است. فراشناخت به صورت کلی یعنی تفکر درباره تفکر. در واقع شناخت شناخت. دانستن آنچه می دانیم یا نمی دانیم. وقتی شما صفحه ای از یک کتاب را می خوانید و بعد از اتمام آن متوجه می شوید آن صفحه را خوب نخوانده اید یا از مطالب آن چیزی را به یاد نمی آورید بدون شک برخواهید گشت و مجددا آن را می خوانید؛ این راهبرد فراشناختی، نظارت نامیده می شود. ممکن است شما به دلیل آگاهی از محدودیت شناختی خودتان هنگام مطالعه یادداشت برداری کنید یا برای آگاهی از تسلط بر محتوای مورد مطالعه از خود، ارزیابی به عمل آورید. تمام این راهبردها راهبرد فراشناختی هستند. راهبردهای فراشناختی، به شما در پردازش عمیق تر مطالب، کمک بسیار زیادی می کند. باید توجه داشته باشید که فراشناخت، مهارتی آموختنی یا اکتسابی است و معمولا در پایان دوره دبستان آغاز می شود. بنابراین اگر با کودکان کار می کنید به این نکته توجه داشته باشید که اگر دانش آموز گفت مطلب را فهمیده ممکن است همیشه درست نگوید.
در پایان می توان بر اساس این نکات برای بهبود آموزش در محیط های یادگیری الکترونیکی و حتی یادگیری سیار راهکار کاربردی ارائه داد. به عنوان نمونه موارد زیر ذکر می گردد:
الف) دور زدن محدودیت بین حافظه کاری و حافظه حسی
۱. تا جایی که امکان دارد محیط نرم افزار را طوری طراحی کنید که توجه را به سمت مطالب مهم هدایت کنید. اپ ها این توانایی را دارند که اطلاعات نا مربوط را فیلتر کنند.
۲. در صورتی که اطلاعات یادگیرندگان در زمینه مورد نظر متفاوت است سعی کنید با استفاده از گنجاندن یک ارزیابی تکوینی سطح یادگیرنده را تعیین و جایابی کنید. در این حالت هر یادگیرنده با توجه به دانش پیشین خود اطلاعات لازم را دریافت می کنند.
۳. همچنین برخی از یافته های روانشناسی اجتماعی و شناختی- اجتماعی، برای گسترش حافظه کاری بر حمایت خارجی تاکید دارند مانند ابزارهای ذهنی همچون ماشین حساب، امکان نکته برداری و ... و همچنین استفاده از همتا، متخصص و ... برای مثال، بحث و گفتگو یا ایجاد انجمن های بحث و مشارکت می تواند به کاهش بار شناختی کمک کند.
۴. همچنین در صورتی که نیاز است یادگیرنده به نکات کلیدی توجه کند با افزودن راهنمایی ها و بازخوردهای لازم می توانید توجه یادگیرنده را به نکات اساسی جلب کنید.
۵. از آنجایی که حافطه کاری محدودیت دارد و از طرفی اطلاعات مختلف را به صورت مختلف پردازش می کند، برای به حداکثر رساندن ظرفیت آن از دو نوع رسانه با هم استفاده کنید. برای مثال بجای پر کردن نرم افزار با متن، از متن و تصویر به صورت همزمان استفاده کنید.
۶. نرم افزار را به صورتی طراحی کنید که در صورتی که یادگیرنده بخشی از آن را نادیده گرفت یا به آن توجه نمی کند، امکان تکرار آن را فراهم کند.
۷. از تکنیک تقطیع یا بخش بندی اطلاعات زیاد استفاده کنید. ویدیوهای طولانی را به چند بخش کوتاه استفاده کنید. اهداف را به اهداف جزیی تر تقسیم کنید.
ب) یادگیری معنی دار را از طریق سازماندهی و ارتباط مطالب جدید با دانش پیشین تسهیل کنید
۱. از طریق آوردن مطالب پیش نیاز یا مطالبی که شخص با آن از قبل آشنایی دارد فرصتی را برای ایجاد یادگیری معنی دار ایجاد کنید.
۲. در صورتی که فرد در زمینه مورد نظر، دانش پیشینی ندارد با ارائه یک سازماندهنده مقایسه ای مانند یک گرافیک یا پیش آموزش در ابتدای درس، آن را ایجاد کنید.
۳. در صورتی که یادگیرنده از قبل با مطلب آشناست ولی این اطلاعات فعال نیست از طریق یک سازماندهنده یا نقشه مفهومی آن را فعال کنید.
۴. از قیاس، ماتریس، یا جداول برای خلاصه سازی داده ها استفاده کنید. تا جایی که امکان دارد امکان بازنمایی مطالب به صورت مختلف را فراهم بیاورید.
۵. از طریق شخصی سازی امکان یادگیری خودآهنگی را ایجاد کنید. یادگیری با آهنگ خود به یادگیرنده کمک می کند بتواند ارتباط مطالب جدید و قدیم را درک کند. همچنین در این صورت یادگیرنده قوی می تواند از مطالب تکراری بگذرد و یادگیرنده ضعیف اطلاعات پیش نیاز را مطالعه کند.
۶. سعی کنید یک درس مشابه را در سطوح مختلف آموزش دهید، به این صورت هر یادگیرنده براساس دانش پیشین و تونایی خود یاد بگیرد.
۷. سعی کنید تکالیف را طوری طراحی کنید که به جای حفظ حقایق منفرد، امکان دستکاری را به یادگیرنده بدهد. مانند شبیه سازی ها، بازی های کشیدن و رها کردن و ...
۸. از تمامی انواع رسانه، صوتی، تصویری و متنی برای حداکثر استفاده از ظرفیت شناختی استفاده کنید.
ج) تا جایی که امکان دارد از خودکارسازی استفاده کنید
۱. تا حد امکان عملیات تکراری و پایه را خودکار سازی کنید تا ظرفیت شناختی برای عملیات سطح بالا آزاد شود.
۲. در صورتی که از تمرینات تکراری و مشابه استفاده کنید ممکن است انگیزه به مخاطره بیفتد. تا می توانید برای عملیات یکسان، تمارین مختلف و متفاوتی طراحی کنید.
۳. به دلیل ویژگی همه جایی و همه زمانی بودن یادگیری سیار، تمارین مختلفی برای مکان ها و زمان های مختلف فراهم کنید. توجه داشته باشید در این صورت باید تنظیمات کنترل صدا را برای کاهش یا خاموش کردن صدا در نظر بگیرید.
د) به محدودیت های حافظه کاری توجه کنید
۱. از تقطیع اطلاعات زیاد و طولانی بهره گیرید.( قبلا توضیح داده شد)
۲. استفاده از خودکارسازی اطلاعات و عملیات.
۳. استفاده از افزونه ها و منابع خارجی چون امکان یاداشت برداری، ماشین حساب، امکان چت، بحث، ایمیل.
۴. از سناریوهای مشارکتی یا اسکریپت ها و پرامت ها استفاده کنید. اسکریپت ها وظایف هر نقش را داربست بندی می کنند. پرامت ها برانگیزاننده خوبی برای اسکریپت های مشارکتی ذخیره شده در حافظه هستند. بحث در مورد این داربست ها نیاز به زمان دارد که در اینجا به همین اکتفا می شود.
و) از پاداش ها به دقت استفاده کنید
۱. پاداش هایی چون نمره، امتیاز، نشان و ... بر انگیزاننده خوبی هستند اما در استفاده از آنها نهایت دقت را بکنید. پاداش های بیرونی یادگیری سطحی را سبب می شوند.
۲. از آنجا که افراد ممکن است هر یک با پاداش های متفاوتی برانگیخته شوند، سعی کنید که امکان شخصی سازی پاداش را فراهم بیاورید.
۳. بعد از تسلط یادگیرنده بر مطلب، پاداش بیرونی را کم کم حذف کنید. به این طریق موجبات انگیزه درونی را فراهم بیاورید.
ر) علاقه را جلب یا ایجاد کنید.
۱. هر چند مطلوب این است علاقه به صورت شخصی و صرفا برای خود تکلیف باشد اما در صورتی که این علاقه وجود نداشت، که چنین نیز هست، از علاقه موقعیتی برای ایجاد علاقه استفاده کنید. از جمله راهبردهای علاقه موقعیتی جالب کردن عنوان متن، استفاده از تصاویر آموزشی، فیلم، انیمیشن، شبیه سازی، فعالیت های عملی، ایجاد موقعیت های واقعی و معنی دار، استفاده از رنگ ها و .... است. از این تکنیک ها بهره بگیرید.
۲. از فاکتورهای بر انگیزاننده علاقه موقعیتی استفاده کنید همچون، دادن قدرت انتخاب، ایجاد تازگی، انسجام، استفاده از فناوری، تعاملات اجتماعی و ارتباطات شخصی و ...
۳. از روش های ایجاد علاقه شخصی استفاده کنید. شخصی سازی پارامتر مهمی برای ایجاد علاقه شخصی است. با شخصی سازی، نرم افزار به صورت خودکار مطالب مورد علاقه یادگیرنده را به وی ارائه می دهد.
ز) راهبردها و استراتژی های فراشناختی را پشتیبانی کنید و فرض کنید یادگیرندگان از قبل به این مهارت ها تسلط ندارند.
۱. امکان یاداشت برداری، سازماندهی، مدیریت زمان، نظارت بر اهداف را برای تقویت مهارت های فراشناختی فراهم کنید
۲. فرصت هایی برای خود ارزیابی فراهم بیاورید.
برچسبها: نظریه خبرپردازی , یادگیری الکترونیکی , یادگیری سیار
